تبليغاتX
مديريت كسب و كار ايراني

مديريت كسب و كار ايراني

نوشته‌هاي يك MBA در مورد كسب و كار و مديريت

چرا بازديدكنندگان وب‌سايت شما خريدي انجام نمي‌دهند؟

خب، بياييد در نظر بگيريم:

شما زمان و پول زيادي را براي ايجاد وب‌سايتتان صرف كرده‌ايد و حتي در سايت‌هاي مختلف و موتورهاي جستجو تبليغات خود را گذاشته‌ايد، ولي فروشتان ناچيز است! مشكل كجاست؟

جواب اصلي اين سوال را بايد در آن چيزي جستجو كنيد كه مردم در وب‌سايت شما مي‌بينند!

لازم نيست حتما وب‌سايت شما زشت باشد تا مشتريان را از خود براند. اتفاقا وب‌سايت شما مي‌تواند كاملا هم حرفه‌اي طراحي شده باشد و با اين وجود نتواند بازديدكنندگان را متقاعد كند كه با شما تماس بگيرند و يا خريد انجام دهند.

مي‌پرسيد چرا؟

يك اشتباه عمومي اين است كه وب‌سايت شما به اندازه كافي در مورد آنچه محصول يا خدماتتان مي‌تواند برايشان انجام دهد، به بازديدكنندگان اطلاعات نمي‌دهد.

معمولا در وب‌سايت‌ها نام كسب و كار و تصويري از تجهيزات آن به همراه مختصري از تاريخچه شركت، تصاوير همكاران، يك بيانيه ماموريت خوشگل و ... به چشم مي‌خورد ولي اگر كسي خود نداند كه خدمات ارائه شده از طريق شما چيست و يا چه منافعي براي آنها دارد، خيلي غيرمحتمل است كه با شما تماس بگيرد.

يك اشتباه ديگر اين است كه به بازديدكنندگانتان نمي‌گوييد چه كاري بايد انجام دهند. حتي اگر يك متن عالي هم اندر مزايا و منافع محصولاتتان نوشته باشيد و تبليغات درست و درموني هم انجام داده باشيد، اگر مثلا به بازديدكننده نگوييد «فرم ذيل را پر نماييد.» يا دكمه «همين حالا خريد كنيد» نداشته باشيد اصطلاحا كلاهتان پس معركه است!

ولي ما براي شما يك راه‌حل بسيار مناسب داريم:

چگونه مي‌توانيد نرخ تبديل بازديدكننده به خريدار را در وب‌سايتتان افزايش دهيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:46  توسط مصطفي پورمهدي  | 

How Addicted to Blogging Are You?

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:24  توسط مصطفي پورمهدي  | 

خودزني! + يك داستان جالب

مشاوره، علاقه هميشگي من بوده است. در واقع، مشاوران به نوعي ادامه معلمان هستند كه آنها نيز به طريق اولي ادامه انبيا مي‌باشند. بنابراين و براساس قاعده تراگذري، ما مشاوران از سلاله انبيا هستيم. به قول معروف: اين علامت حاكم بزرگه، ميدونين كي در برابر شماست؟ ... (به نقل از انيميشن ميتي كومان، مربوط به سالهاي جواني!!!)

من معتقدم كه يك معلم و مشاور زاده شده‌ام و مرا گريزي از اين سرنوشت نيست. اما اين نوشته كوتاه را كه در مورد مشاوران كسب و كار است، بسيار جالب يافتم. گو اينكه پست اين مطلب به نوعي خودزني محسوب مي‌شود و تنها از مازوخيست‌ها برمي‌آيد، علاقمندم آن را با شما خوانندگان احتمالي وبلاگ شريك شوم.

گفتم احتمالي، چون من هنوز برنامه‌اي براي تبليغ وبلاگم بين دوستان و آشنايان و ساير علاقمندان اين حوزه انجام نداده‌ام. البته فكرهايي براي آن دارم و در آينده‌اي نزديك قصد دارم ترافيك آن را به نحو شگفت‌انگيزي افزايش دهم.

در اين فاز، به تمامي نظرات و پيشنهادات دوستان در باب تبليغ و ترويج وبلاگم خوشامد مي‌گويم و خرسند و سپاسگزار خواهم بود اگر با توجه به محتواي وبلاگ، به من ايده‌هايي در اين مورد بدهيد.

 

و اما قصه ما:

چوپان

چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكله يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جاده‌هاي خاكي پيدا مي‌شود. راننده آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟

چوپان نگاهي به جوان تازه به دوران‌رسيده و نگاهي به رمه‌اش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.

جوان، ماشين خود را در گوشه‌اي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه NASA روي اينترنت، جايي كه مي‌توانست سيستم جستجوي ماهواره‌اي ( GPS ) را فعال كند، شد. منطقه چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحه كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيده عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.

بالاخره 150 صفحه اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان مي‌داد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.

چوپان گفت: درست است. حالا همين‌طور كه قبلا توافق كرديم، مي‌تواني يكي از گوسفندها را ببري.

 آنگاه به نظاره مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت.

وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد؟

مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!

چوپان گفت: تو يك مشاور هستي.

 مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟ 

چوپان پاسخ داد: كار ساده‌اي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل مي‌دانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ‌چيز راجع به كسب و كار من نمي‌داني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 11:58  توسط مصطفي پورمهدي  | 

خطرناكتر از ويروسهاي كامپيوتري

آيا تا بحال فكر كرده‌ايد چه چيزي مي‌تواند از ويروسهاي كامپيوتري خطرناكتر باشد؟

جواب اين است: يك كارمند سابق يا پيمانكار سابق كينه‌جو كه ارتباطات و رمزهاي عبور مورد نياز براي ورود به سيستم شبكه كامپيوتري، وب‌سرور، وب‌سايت، دومين اينترنتي، فهرست پستي خبرنامه‌هاي شركت و يا حسابهاي مشتريان، حساب بانكي و ... را دارد!

اين فرد ناراضي تنها با فشردن چند دكمه مي‌تواند با شناسه و رمز عبور شما وارد سيستم شود و بسته به سطح دسترسي‌اش:

·         همه فايل‌ها و برنامه‌هاي روي وب‌سايت شما را پاك كند،

·         سفارشات مشتريانتان را باطل كند،

·         از حساب بانكي‌تان پول جابجا نمايد،

·         بانك اطلاعاتي مشتريانتان را پاك كند،

·         و يك عالمه كار خرابكارانه ديگر كه مي‌توانند كسب و كار شما را به كلي ويران كنند!

 

اما...

 

شما مي‌توانيد با نگهداري يك فهرست از تمامي خدماتي كه براي بقاي كسب و كار از اهميتي حياتي برخوردار است و كارمندان يا پيمانكاران مختلف به آن دسترسي دارند، خود را و كسب و كار خود را از اين ريسك دور نگه داريد.

اطمينان حاصل كنيد كه همه رمزهاي عبور مورد استفاده آنها و هر اطلاعات مهم ديگري را شناسايي و فهرست كرده باشيد. آنگاه، قبل از اطلاع دادن قطع همكاري‌تان با آن كارمند يا پيمانكار، دسترسي آنها را به همه موارد مندرج در فهرست ملغي نماييد.

همچنين بسيار مهم است كه رمزهاي عبور جديد براي افراد مذكور قابل حدس زدن نباشند، ولي خودتان آنان را به ياد داشته باشيد يا در جايي مستند نماييد.

در پايان، بايد توجه داشت كه گاهي كارمندان و پيمانكاران با تصميم ترك شما به يكباره شركت شما را در يك عمل انجام شده قرار مي‌دهند و تدبير عمل را از دست شما خارج مي‌نمايند. در اينجا يك پرسش اساسي مطرح است كه مي‌تواند به شما كمك كند قبل از اينكه در برابر يك عمل انجام شده قرار گيريد به فكر راه‌حل باشيد و آن اينكه «چه چيزي باعث مي‌شود كارمندان/ پيمانكاران تصميم به ترك شما بگيرند؟»

چه چيزي باعث مي‌شود كارمندان/ پيمانكاران تصميم به ترك شما بگيرند؟ (به همراه فايل xls نمونه براي ذخيره‌سازي رمزهاي عبور و ساير اطلاعات ارزشمند در دسترس كارمندان و پيمانكاران)

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 16:41  توسط مصطفي پورمهدي  |